
فرهنگ در شبکه های اجتماعی مجازی به چه سمتی می رود؟ به سمت یکپارچگی حرکت می کند یا به سمت خاص گرایی پیش می رود؟
در پاسخ به این سوال باید گفت، فرهنگ در رابطه آمد و شد میان یکپارچگی و خاص گرایی حرکت می کند و شکل می گیرد. در واقع تزها و آنتی تزهایی که توسط گفتمان یکپارچهساز و کلنگر، و در مقابل، گفتمان خاصگرا و جزئینگر پرداخته می شود، مبدائی می شود تا سنتزی برای شکل گیریِ چیزی به عنوان شاخص های هویتی یا فرهنگ گروه اجتماعی مشخصی به وجود بیاید. در این میان قوت استدلال های بیان شده در هر موقعیت زمانی جغرفیایی ست که مشخص می کند، این سنتز به سمت کدام سویِ این پیوستار گرایش دارد؛ آیا به سمت یکپارچه سازی پیش می رود یا خاص گرایی را بیشتر مورد توجه قرار می دهد.
فضای شبکه های اجتماعی ماهیتاً افراد همگن را به سمت خود جلب می کند، از طرف دیگر افراد را همگن می کند، از طرف دیگر افراد غیر همگن را با هم آشنا می کند، از طرف دیگر استدلال های گفتمانیِ افراد همگن را تقویت می کند، از طرف دیگر استدلال های گفتمانی افراد همگن را واسازی می کند و گفتمان های جدید را نشان می دهد؛ همه این ساخت های متناقض ماحصلِ تز و آنتی تری ست که در ماهیت شبکه های اجتماعی وجود دارد و روابط را شکل می دهد. همه اینها نشان از ماهیت دوگانه شبکه های اجتماعی در یکپارچه سازی و خاص گرایی فرهنگ دارد. در واقع شبکه های اجتماعی همانقدر که به سرعت گروه های همگن را به یکدیگر وصل می کند، به همان مقدار یا حتی با سرعت بیشتر گروه های غیر همگن را نیز به یکدیگر وصل می کند. این خصلت در شبکه های اجتماعی مجازی، پر شدت تر از شبکه های اجتماعی سنتی پیگیری می شود.
در مطالعه ای بر روی یک شبکه اجتماعی، نشان داده شده که با گذشت زمان، افراد چاق با دیگر افراد چاق ارتباط برقرار می کنند. نمودارهای شبکه که دوره ای از سال 1975 را پوشش می دهند، نشان می دهد که تمایل افراد چاق به ارتباط متقابل، در طول زمان به طور چشمگیری افزایش می یابد. دو گزاره اصلی شبکه های اجتماعی این موارد است: افراد هموفیلی با ویژگی های مشابه تمایل به اتصال دارند؛ و ارتباطات اثرگذار مردم تمایل به تاثیر بر یکدیگر دارد(کادوشین1، 2012). این مطالعه و مطالعات دیگر (کرمانی و ساعی، 1396)، در حقیقت نمونه ای از قدرت شبکه های اجتماعی در تقویت یک گروه اجتماعیِ خاص است و نشان می دهد علاوه بر اتصال افراد همگن در شبکه های اجتماعی به یکدیگر، افراد در تاثیر و تاثری از یکدیگر به سر می برند.
همین تاثیر و تاثر باعث شباهت و تقویت آن گروه اجتماعیِ خاص -به نسبت گروه عام تر از آن- می شود اما در وضعیتی دیگر که خاص را در نسبتی با فرد گرایی تصویر کنیم، و تاثیرگذاری بر یکدیگر را هم ملاک قرار دهیم، می توان گفت که این تاثیر متقابل منجر به نوعی کل گرایی و یکپارچه سازی به نسبت مرحله فرد گرایی نیز می باشد.
مثال فوق درکی کلی از نسبی بودن فرایندهای یکپارچه سازی به ما نشان می دهد، در واقع ما همواره باید به یاد داشته باشیم که مفهوم یکپارچه سازی و خاص گرایی یک مفهوم نسبی ست. به طور مثال در موقعیتی فرهنگ قومی به نسبت فرهنگ فرد محور، یکپارچه ساز تر تلقی می شده است و در موقعیتی دیگر فرهنگ قومی به نسبت فرهنگ ملی خاص گرایی محسوب می شود و در وضعیتی کلان تر فرهنگ ملی به نسبت فرهنگ جهانی خاص گرایی محسوب می شود.

با درکی از فرایند تحول شبکه های اجتماعی و بسط همگانی شبکه های اجتماعی مجازی می توان درک کرد که سیر همگراییِ و یکپارچه سازیِ فرهنگی نیز در کنار این خاص گرایی تقویت شده است. تقویت هویت های جهانی و جهان نگری بالاخص در کاربران شبکه های مجازی، نشان دهنده تقویت یکپارچه سازی در این شبکه هاست.
در این وضعیت ابزارهای زبانی و نشانه ای برای حرکت به سمت یکپارچه سازی بسیار مهم تلقی می شود. در صورتی که میان گروه های مختلف در چارچوب یک فرهنگ کلی، ابزارهای نشانه ای و زبانیِ یکسانی استفاده شود، در ایجاد یک فرهنگ یکپارچه بسیار تسهیل می شود.
[1] Kadushin, Charles (2012). "Understanding Social Networks". United States: Oxford University Press.
[2] کرمانی، حسین و ساعی، منصور (1396). «تاثیر استفاده از سایت های شبکه اجتماعی بر هویت قومی دانشجویان دانشگاه های تهران». رسانه و فرهنگ، سال 7، ش 1، صص 89-108.
برچسبها: یکپارچگی , خاص گرایی , فرهنگ , شبکه های اجتماعی , فضای مجازی
تفاوت سرمایه های اجتماعی در شبکه های سنتی و مجازی...
ما را در سایت تفاوت سرمایه های اجتماعی در شبکه های سنتی و مجازی دنبال میکنید
برچسب: اجتماعی؛,یکپارچگی, نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 23:36