با ورود جهان, مجازی, به جهان, واقعِ انسان,ی، آنچه تا پیش از این برای انسان, تنها یک فضا و جهان, تلقی میشد، تبدیل به دو فضا و جهان, شد. گرچه مشخص است که فضای, مجازی,، خود بر بستر فضای, واقعی که مکانمند و زمانمند و مبتنی بر جغرافیا است، سوار می باشد؛ اما خصوصیاتی فارغ از این فضای, مبتنی بر واقعیت عینی برای خود ایجاد کرده، تا بدانجا که می توان از آن به عنوان یک جهان, و فضای, جدید و دو فضای,ی شدنها سخن گفت. در این موقعیت، این فضای, جدید به حسب خصیصههای برجسته خود، بسیار سریع توانست آنچه که در فضای واقعی بسیار سخت تحقق پیدا میکند، یعنی « جهان,ِ جهانیشده» را محقق کند. به واسطه ارتباط دیالکتیک این دوفضا، «جهان جهانی شده ی اینترنت»، به سرعت در ایجاد «جهان واقعیِ جهانی شده» اثر گذاشته و آن را نیز دچار تغییرات, کرده است. به واسطه این تحول «مبتنی بر اتصال» و خواص دیگر جهان مجازی,، فضای حاکم, بر ماهیت انسان,ی با تحولاتی روبرو شده است. در ادامه بنا داریم به بعضی از این تحولات بپردازیم.

از جمله این تغییرات,، تحولاتی در سطوح ارتباطات انسان,ی ست. فضای مجازی, ارتباطات را در سطح گسترش داده و اما تغییرات,ی در ماهیت آن ایجاد کرده است. افراد با گسترش سطوح ارتباطات، در بستر ناشناختههای جهان واقعی، تعداد افرادی که با آنها آشنا است را افزایش داده، به عبارتی شبکهسازی گسترده تری را امکانپذیرتر کرده است. علاوه بر این، فضای مجازی, «تعدد ارتباطات» را با افراد از پیش آشنا را نیز افزایش داده است. اما در همه این سطوح، عمق و کیفیت ارتباطات، کاهش پیدا کرده است. افراد انسان,ی به واسطه گسترش کمی ارتباطات، کیفیت ارتباطاتِ پیشین خود را -یا به عبارتی کمیت ارتباطات سنتیِ خود را- کم کردهاند. به طور مثال فرض کنید با گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی و پیام رسان، حجم ارتباط میان اعضای یک فامیل افزایش پیدا کرده است و تعدد بیشتری پیدا کرده است؛ اما با افزایش این حجم، ارتباطات «رو در روی» اعضای فامیل، درک مستقیم از احوال یکدیگر و حضور فیزیکی آنها کنار هم، کاهش پیدا کرده است. به عبارتی ارتباطات انسان,ی که پیش از آن اغلب شامل یک ارتباط کامل و شامل انواع حسها بود، به یک ارتباط سطحی تقلیل پیدا کرده است.
در این وضعیت، سطحی و پیامی شدن ارتباط و کم شدن کیفیِ آن، خود میتواند منجر به مسائل دیگری چون بیشتر شدن اختلافات و عدم درک انسانی شود. پیامهای خالی از کنش های بدنی و احساسی، حتی با وجود استفاده از «ایموجی ها»، باعث عدم انتقال درست بسیاری از پیام ها و ایجاد اختلافات میان افراد می شود.

تغییر دیگری که این جهان جدید بر فضای حاکم, بر انسان گذاشته است، افزایش سطوح بازنمایی و احاطه آن بر انسان است. از دیدگاه برساختگرایی اجتماعی، حتی زبان نیز به عنوان برسازنده اجتماع و برسازنده واقعیت گفتمانی شناخته میشود و هر چه ابزارهای بیشتری بر زبان سوار شود، لایه های بازنمایی و ایجاد برساخته های گفتمانی بیشتر می شود. در این وضعیت، فضای مجازی,ِ اینترنت در کنار رادیو، روزنامه، تلویزیون که پیش از این حجم زیادی از زمان در فضای انسانی را در برگرفته بود، قرار می گیرد و باعث ارتباط کمتر انسانی با فضای واقعی یا ایجاد برسازندههای بیشتر بازنمایی می شود. در این وضعیت ارتباط انسان با واقعیت به شدت کاهش پیدا کرده و انسان هر چه بیشتر در چنبره گفتمان های قدرت قرار میگیرد. البته این حالت در کنار این مسئله است که، حضور جریان های مختلفِ غیر هژمونیک در فضای مجازی می تواند به واسازی گفتمانهای هژمونیک کمک کند و در نهایت سنتزی جدید برای فهم انسانی ایجاد کند.

یکی دیگر از تغییرات,ی که فضای مجازی برای انسان ایجاد کرده است، سرعتِ در جریان قرار گرفتن وقایع است. ایجاد چنین سرعتی، حتی با وجود تحولاتی که رسانههای پیشین در این زمینه برای انسان ایجاد کرده اند، خود تحولی شگرف بود. با افزایش چنین فضایی بر انسان، تغییرات,ی در قوای شناختی و معرفتی او ایجاد شد. از جمله این تحولات می توان به تغییرات,ی که فانکاورز و شاو در مورد استفاده از وسایل جدید الکتریکی و کامپیوتری اشاره کردهاند، نام برد. آنها برای این تغییرات شناختی و معرفتی، نام «اثرهای تجربه مصنوعی» گذاشتند.
فانکاورز و شاو استدلال کرده اند که فیلم، تلویزیون و کامپیوتر با دستکاری و تنظیم مجدد محتوا و فرآیندهای تجربه ارتباطی بر درک و فهم مخاطب از واقعیت اثر می گذارند (تغییر سرعت حرکت، نمایش مجدد یک عمل). مواجهه زیاد با این نوع تجربه مصنوعی می تواند اثراتی بر تماشاگران داشته باشد که فانکاورز و شاو 5 اثر را فهرست می کنند: 1) تحمل اندک در برابر بی حوصلگی یا عدم فعالیت 2) گرایش زیاد به کمال و عملکرد سطح بالا 3) انتظار حل مشکلات به طور سریع، موثر و مرتب 4) درک نادرست بعضی رویدادهای فیزیکی و اجتماعی 5) تماس محدود با محیط سکونت شخص (سورین و تانکارد،1388: 395-396)1.

همچنین، با توجه به افزایش خبررسانی در این فضا، و چرخش ارزشهای خبری عینیت گرا به سمت پسندهای مخاطبان و مسائلی همچون درگیری، تصاد، برخورد و ... ، افزایش درجه حساسیت انسانها نسبت به وقایع ناخوشانید مانند کشتار، قتل، فساد و ... ، امر دور از انتظاری نیست. البته چنین گزاره ای در مورد تاثیر خبررسانی های گسترده در فضای مجازی، قابل مطالعه و آزمون است.
از جمله تغییرات دیگر، گسترش و سرعت تحولات معرفتی ست. فضای مجازی به حسب ویژگی هایی که پیشتر نیز اشاره شد، سرعت تحولات فرهنگی را بالا می برد و تحولات را بسیار سریعتر از آنچیزی که در دهه های پیشین شاهد آن بوده ایم، رقم می زند. می توان گفت، به نوعی ماحصلِ گسترش ارتباطات انسانی، افزایش خبر رسانی، اثرات تجربه های مصنوعی و ... بی ثباتی فرهنگی و سطحی شدن معرفت هاست.
آخرین تحولی که در این یادداشت به آن اشاره می کنیم، تغییر ماهیت افراد انسانی در فضای اینترنت، از ماهیت «کاربر مخاطب» به «کاربر انتشار دهنده» است. این فضا که ماحصلِ وب 2 می باشد، عرصه ای جدید و اکتشافی برای انسان ها ایجاد کرده است. افرادی که تا پیش از این دوره، تنها جایگاهی که برای خود می دیدند، جایگاه مخاطب و پذیرنده بود، در این فضا با جایگاه جدیدی آشنا می شوند که می توانند، «بگویند» و «گفتگو را آغاز کنند». این تحول خود می تواند منجر به تحولات جدیِ دیگری در فضای حاکم, بر انسان شود.
1- سورین، ورنر و جمیز تانکارد (1388). «نظریه های ارتباطات» (ترجمه: علیرضا دهقان). تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
تفاوت سرمایه های اجتماعی در شبکه های سنتی و مجازی...
ما را در سایت تفاوت سرمایه های اجتماعی در شبکه های سنتی و مجازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 6:36