
با ظهور وب 2 و شبکه های اجتماعی">اجتماعی، جایگاه کاربر مخاطب در فضای کنشیِ جدید اینترنت، تغییر پیدا کرد و کاربر مخاطب به کاربر کنشگر یا منتشر کننده یا ارتباطگر فعال تغییر ماهیت داد. در این دگرگونی که به عنوان دگرگونی افقی نیز مطرح می شود، اطلاعات فقط از طرف شرکت ها، رسانه ها یا دولت ها به سمت کاربران عادی سرازیر نمی شود؛ بلکه امروزه هرکدام از کاربران، تنها با یک کلیک سیل مطالب و اطلاعات را به سمت دیگران سرازیر می کنند. در این حال شبکه های اجتماعی به مرزهای رسانه های انبوه رسیدند، بنابراین آنها می توانند، فردی باشند یا در حد ارتباط با یک یا چندین نفر و به همان صورت برای ارتباط با هزاران و میلیون ها نفر (سولومن و توتن, 1395: 13-9).
در این وضعیت افرادی که به عنوان کاربر منتشر کننده با شکل جدیدی از خود مواجه شدند، ارتباطات خود را در شبکه های اجتماعیِ مبتنی بر وب 2، و ورای ارتباطاتی که در شبکه های سنتی داشته اند، گسترش داده و با افراد جدید آشنا شدند؛ به عبارتی آنها «همدیگر را پیدا کردند». گسترش ارتباطات یک نتیجه محتمل را در بردارد؛ گسترش سرمایه های اجتماعی.
سرمایه اجتماعی را می توان مجموعه ای از شبکه ها، هنجارها، ارزش ها و درکی دانست که همکاری درون گروه ها و بین گروه ها را در جهت کسب منافع متقابل، تسهیل می کند، تعریف کرد(شریفیان ثانی،1380: 6). بسیاری از نظریه پردازان، اذعان دارند که گسترش سرمایه اجتماعی، به واسطه توسعه شبکه های اجتماعی مجازی و بالاخص صنعت ارتباطات همزمان محقق شده است. این ادعا همراه با این بحث مطرح شده است که، همزمانی ارتباط در دو جهان متفاوت و بالاخص به واسطه ابزارهای یکپارچه کننده در فضای مجازی، کمک کرده که سرمایه اجتماعی افراد در «جهان واقعی» و کاربران در «جهان مجازی» -و نمود اصلی آن شبکه های اجتماعی-، که در آنجا نقش منتشر کننده را برعهده گرفته اند، به طور بی سابقه ای افزایش پیدا کند. در واقع با توجه به رابطه دیالکتیکِ دو جهان فضای مجازی و فضای واقعی، سرمایه ای اجتماعی در این دو فضا می تواند بهم مرتبط باشد، البته در صورتیکه خصیصه های جهان واقعی مانند زمانمند بودن و مکانمندی و مبتنی بر جغرافیا بودن، مانع این سرایت و انتشار نشود.
اما به نظر می رسد چنین شواهدی، یک سویه از ماجراست و سویه دیگری نیز در مقابل وجود دارد. مشخصاً شبکه های اجتماعی در فضای مجازی، ارتباطات را گسترش داده اند. گسترش ارتباطات نیز لاجرم به افزایش آشناییِ افراد با کسانی که احتمالاً پیشتر آنها را ندیدهاند منجر می شود. اما یک سوال مطرح می شود و آن اینکه آیا افزایش ارتباطات و آشنایی با فراد جدید، بداهتاً منجر به افزایش سرمایه اجتماعی می شود؟. در واقع باید گفت، آشنایی با افراد جدید و اتصالات بیشتر میان گره های مختلف در یک شبکه، همگام با طرح ریزی دوستی ها و آشناییت های مفید جدید، می تواند منجر به گسترش نوع دیگری از ارتباطات، یعنی ارتباطاتِ همراه با نفرت و دشمنی ها نیز شود. همینطور منجر به گسترش ارتباطات با کسانی که نمی شناسیم و ممکن است آنها برای ما افرادی خطرناک باشند.
از طرفی همانطور که پیشتر بارها گفته شده است، افزایش ارتباطات در شبکه های اجتماعی، در ساحتی می تواند منجر به خاص گرایی و در ساحتی دیگر منجر به یکپارچگی و حرکت به سمت کلی ترشدن شود؛ به طور مثال حرکت از قبیله گرایی و محله گرایی به سمت فضای ملی یا جهانی.
با توجه به این گزاره می توان گفت، در موقعیت هایی که شبکه های اجتماعی منجر به افزایش همبستگی ها در خاص گرایی ها میشود، می تواند منجر به قوی تر و عمقی شدن در سرمایه های اجتماعی، در آن گروهِ خاصگرای همبسته شود؛ اما در مقابل، همین امر می تواند منجر به کاهش سرمایه های اجتماعی در فضای خارج از آن جمع همبسته شده و گروه خاصِ یکپارچه شود.

در ساحت گروه های عامگرا؛ در واقع در ساحتی که شبکه های اجتماعی به سمت یک هویت کلی تر -به طور مثال جهانی- پیش میروند؛ در چنین ساحتی احتمال اینکه سرمایه های اجتماعی «صرفاً» رشد پیدا کنند، وجود دارد. در واقع در این حالت کمتر به واسطه دشمنیسازی و جزمیتگراییها در ساحت های خاص گرا، که می تواند به تفرق بیشتر افراد از هم منجر شود، سرمایه های اجتماعی کاهش پیدا می کند، و در مجموع می توان از افزایش سرمایه های اجتماعی در ساحت های عام گرا سخن گفت. گرچه در این وضعیت نیز، در سطح بودن سرمایه های اجتماعی خود مسئله ای قابل بحث است.
برچسبها: سرمایه اجتماعی , شبکه های اجتماعی , ارتباطات همزمان , خاص گرایی , عام گرایی
تفاوت سرمایه های اجتماعی در شبکه های سنتی و مجازی...
ما را در سایت تفاوت سرمایه های اجتماعی در شبکه های سنتی و مجازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 20:13